خاطره آخر - تاریخ: 1392/8/20 ساعت: 0:50
کیا دلشون خاطره می خواد؟؟؟
دلتنگی... - تاریخ: 1392/8/20 ساعت: 0:50
وقتی دلت یه دنیا تنگ میشه...
بدون شرح2 - تاریخ: 1392/8/20 ساعت: 0:50
بدون شرح!!! - تاریخ: 1392/8/20 ساعت: 0:50
تولد تولد - تاریخ: 1392/8/20 ساعت: 0:50
توجه توجهمن و خاطره ها 3 ساله شد!!!امروز روز تولد من و خاطره هاست!با پست هایی ویژه و جالب منتظر حضور گرم شما دوستان و اعضای و بازدید کنندگان عزیز هستیم!
چگونه از من و خاطره ها استفاده کنیم!؟ - تاریخ: 1392/8/20 ساعت: 0:50
برای استفاده راحت تر از مطالب وبلاگ از روش های زیر استفاده کنید:1- در قدم اول حتما و حتما و حتما به بخش قوانین وبلاگ مراجعه کنید.2- بعد از خواندن قوانین برای بهره مندی از مطالب به قسمت موضوعات وبلاگ مراجعه کنید.3- در بخش موضوعات می توانید خاطرات، مطالب اختصاصی وبلاگ، عکس ها و .... را مشاهده کنید.4- ...
تولد وبلاگ - تاریخ: 1392/8/20 ساعت: 0:50
تولد تولد تولدت مبارک!برید ادامه مطلب
یک مدت نیستم - تاریخ: 1392/8/20 ساعت: 0:50
برچسب خاطره ها را که مرور میکنم میبینمچقدر بهانه به دست دلها داده کاروان حسینسلامان شاء الله در حرم امام رئوف نائب الزیاره تان خواهم بود
دویست و پنجاه و چهارمین خاطره ی چی شد چادری شدم: بهانه های چادری نشدن و دلایل چادری شدنم - تاریخ: 1392/8/20 ساعت: 0:50
تصمیم گرفتم یه تحول اساسی زندگیم رو براتون تعریف کنماین که چی شد من... چادری شدم؟!!!اول یکم از خودم و افکارم بگم:من خیلی تنوع طلبم، تغییر رو دوست دارم، رنگهای شاد و لباسای عروسکی و ...دوست دارم همیشه مرتب باشم...درضمن یه کودک درون دارم که خیلی توی لباس پوشیدنم دخالت میکنه!!!!قبلا هم
دویست و پنجاه و سومین خاطره ی چی شد چادری شدم: یک تذکر ساده - تاریخ: 1392/8/20 ساعت: 0:50
من از بچگی تو یه خانواده کاملا مذهبی بدنیا اومدم. دوران راهنمایی چادر سر میکردم اما از اونجایی که تا یه چیزی رو خودم انتخاب نکنم زود کنارش میذارم تو دبیرستان بر خلاف میل خانوادم گذاشتمش کنار. با خودم در تعارض بودم... هم دوست داشتم بپوشم هم نه...در ضمن با مانتو حجابم کامل بودا...مانتویی با حجاب بودم....
به امام زمان قسم تا به امروز یك نگاه حرام نكردهام - تاریخ: 1392/8/20 ساعت: 0:50
سید شجاع الدین جعفری، برادر سعید، نقل میکند: «شبی كه آقاسعید در بامداد آن، شهید شدند دستهی ما عملیات داشت. یكی دو ساعت به غروب مانده بود ... سعید به من گفت : «تو الان در سِنّی قرار داری كه در معرض نگاه حرام هستی. چشمانت را پاك نگهدار و از گناه دوری كن» گفتم: «آقا سعید روزگار طوری نیست كه بشود تقوا ر...
دویست و پنجاه و دومین خاطره ی چی شد چادری شدم: همسرم برایم واسطه ی فیض الهی شد - تاریخ: 1392/8/20 ساعت: 0:50
وقتی خیلی سنم کم بود یه روز تحت تاثیر دخترای روستایی که برای مهمونی رفته بودیم حجاب گذاشتم. مامانم میگه چون هنوز خیلی تا سن تکلیف وقت داشتی بهت اصراری نداشتیم ولی شدید به روسری وابسته شده بودی. یه بار هم یکی از همسایه ها که منو با چادر دیده بود با طعنه به مامانم گفته بود اینا احساسات بچگیه حالا باید...
دویست و پنجاه و یکمین خاطره ی چی شد چادری شدم: جشن تکلیف - تاریخ: 1392/8/20 ساعت: 0:50
من درسن 8سالگی چادر پوشیدم .در کلاس سوم دبستان که درس می خواندم، همه ی دوستانم درکلاس چادر سر می کردند. در آن سال درمدرسه برای مان جشن تکلیف گرفتند.درجشن تکلیف ما نیز نمایش بازی کردیم و من
پنج خاطره از کودکی ها و چادر از زبان کلاس ششمی ها - تاریخ: 1392/8/20 ساعت: 0:50
خاطره اول:یکی از خاطره های من درباره ی چادر این است که :در تابستان سال قبل من و خانواده ام تصمیم گرفتیم به همدان برویم در آنجا به آرامگاه شاعر بزرگ بابا طاهر رفتیم، آنجا زنان بد حجاب زیاد بودند و من هرچه نگاه می کردم کسی رابا چادر نمی دیدم ، اما
دویست و چهل و نهمین خاطره ی چی شد چادری شدم: آرامشش مایلم کرد - تاریخ: 1392/8/20 ساعت: 0:50
من كلاس چهارم بودم و هنوز چادر سر نمي كردم و خانم مدير، این را مي دانست .يك روز خانم معلّم به ما گفت:قرار است براي اردو به حرم حضرت معصومه«س»برويم و ايشان به من تاكيد كردند كه با چادر به مدرسه بيايم. من هم چيزي نگفتم و به كار خودم ادامه دادم. چند دقيقه بعد خانم مدير من را صدا كرد تابه دفتر بروم. در ...
دویست و چهل و هشتمین خاطره ی چی شد چادری شدم: همچو نگینی درخشان - تاریخ: 1392/8/20 ساعت: 0:50
به نام خدایی که افریدگارمن است و به من دستور داده تا حجابم را رعایت کنم. مادرم میگوید که من در سن 5 سالگی چادر سرنمی کردم در همین حال مادرم نیز به من اصرار می کرد که چادر سرم کنم اما من گوش نمی کردم. بعد مادرم گفت که دیگر من به تو نمی گویم که چادر
دویست و چهل و هفتمین خاطره ی چی شد چادری شدم: تشویق از خانواده تا حرم - تاریخ: 1392/8/20 ساعت: 0:50
{ به نام خالق هستی} امام صادق (ع)فرمودند: حجاب زن برای طراوت وزیبایی اش مفید تر می باشد.از آنجایی که من در خانواده ای مذهبی به دنیا امدم و در آن خانواده بزرگ شدم، از اعضای خانواده مانند: مادر، خاله و عمه و... آموختم که زن باید حجاب داشته باشد.مهم فقط آموختن نیست بلکه علاقه هم باید داشته باشد. خلاصه ...
ممنون خانم دکتر گل - تاریخ: 1392/8/20 ساعت: 0:49
سلام 1 عذر خواهی به همه بدهکارم ببخشین البته گفته بودم پنج شنبه و جمعه نمیام ولی شنبه و یکشنبه رو خودم خبر نداشتم نمیتونم بیام گفتم یه خورده خجالت بکشم بیام آپ کنمسلام خوبی؟ یه خاطره دارم تازه از تنور در اومد چند شب پیش شیفت بودم ۲تا اقای هیکل دار از اون ورزشی ها که شبیه ملوان زبل هستن اومدن اتفاقات...
ممنون مامان آنسه و آجی آرزوی گل - تاریخ: 1392/8/20 ساعت: 0:49
سلام عزیزان دل برادر دختر 4 ساله ام آنسه حسابی تب داشت و سرفه می کرد بردمش دکتر و دکتر براش 2 تا پنی سیلین چند تا شربت و شیاف نوشت رفتم داروها رو گرفتم و برگشتم طرف مطب که آنسه فهمید برای تزریق آمپول داریم می ریم شروع به گریه کرد وقتی رفتیم تو اتاق تزریقات خانمی قد بلند، زیبا و خوش اخلاق نشسته بود آ...
ممنون fعزیز و آجی مستانه گل - تاریخ: 1392/8/20 ساعت: 0:49
سلام آمپول زدن دو قلو های منسلام من فاطمه هستم معلمم و 32 سالمه و یه دختر و پسر دوقلو 2و نیم ساله دارم به اسم مهام و مهشید این خاطره مال 14 مهر امساله. من هر روز از 7 صبح تا 2 بعد از ظهر مدرسه ام و بچه هام رو مادرم نگه میداره 14 مهر ساعت 10 صبح مادرم به من زنگ زد که حال دو قلوها خوب نیست تب دارن و گ...