من از بچگی تو یه خانواده کاملا مذهبی بدنیا اومدم. دوران راهنمایی چادر سر میکردم اما از اونجایی که تا یه چیزی رو خودم انتخاب نکنم زود کنارش میذارم تو دبیرستان بر خلاف میل خانوادم گذاشتمش کنار. با خودم در تعارض بودم... هم دوست داشتم بپوشم هم نه...در ضمن با مانتو حجابم کامل بودا...مانتویی با حجاب بودم...
تا اینکه چندسال پیش قسمت شد و رفتم جمکران...
منم تو حال دیگه ای بودم حس خاصی داشت هی چادرم سنگینی میکرد و باعث میشد شالم عقب بره و کمی از موهام پیدا باشه یکهو یکی از آقایون که از خادمان جمکران بود بهم گفت: خانم شالتو بکش جلو...
منو میگی؟
انگار
برچسب:
نویسنده: آرمین آرامفر
تاريخ: دوشنبه
20 آبان
1392 ساعت: 0:50