سید شجاع الدین جعفری، برادر سعید، نقل میکند:
«شبی كه آقاسعید در بامداد آن، شهید شدند دستهی ما عملیات داشت. یكی دو ساعت به غروب مانده بود ... سعید به من گفت : «تو الان در سِنّی قرار داری كه در معرض نگاه حرام هستی. چشمانت را پاك نگهدار و از گناه دوری كن»
گفتم: «آقا سعید روزگار طوری نیست كه بشود تقوا را آنطور كه شما میگویید نگه داشت. صبح كه از منزل بیرون میآئیم كسانی را میبینیم كه حجابشان را درست رعایت نمیكنند»
آقا سعید همانطور كه سرش را با حوله خشك میكرد، پرسید: «سن شما بیشتر است یا من؟»
گفتم:
برچسب:
نویسنده: آرمین آرامفر
تاريخ: دوشنبه
20 آبان
1392 ساعت: 0:50