خرید بک لینک

درباره سایت

سایت جامع پرمطلب

هم اکنون سایت پر مطلب ،با دارا بودن بیشتر از 5000 پست پر مطلب و پر محتوا ترین وبلاگ ایران است،دقت کنید چون بعضی پست ها توسط ربات گذاشته شده اند احتمال ناقص بودن دارند و همچنین اگر عکسی نشان داده نشد حتما روی عکس کلیک راست کرده و گزینه save image as را انتخاب کنید با تشکر

امکانات وب

-->-->-->

با اولين تلؤلو خورشيد از پنجره مرتفع اتاقمون از خواب برخواستيم و پس از پذيرايياز خودمون با صبحونه پر و پيمون هتل، حالا دیگه نوبت گشت و گذار در جيپور، مركز ايالتراجستان بود. احسن رضا از ديروز كلي تاكيد كرده بود كه چون صف فيلها شلوغ ميشه حتماصبح يكم زودتر بريم .

با حركت اتوبوس گردشگري دقايقي بعد به محدوده توريستي شهر كه ملقب به شهر صورتيهوارد شديم. اين بخش از شهر كه قدمت بيشتري داره با بناهاي آجري و صورتي رنگش جلوه ويژهاي داره ظاهراً مهاراجه ای که این شهرو ساخته علاقه خاصی به این رنگ داشته، هرچند بهنظر ما که بیشتر آجری بود تا صورتی ولی جالب بود که همه در و دیوار شهر یک دست به همینرنگ بود!

اولين توقف در خيابون نه چندان عريض جلوي بناي معروف هوامحل بود. هوا محل یه عمارتخاص 5 طبقه است که 953 تا پنجره کوچیک در اون تعبیه شده به نحوی که در هوای گرم تابستانهایهندوستان تهویه مطبوع این ساختمان بوده. روایت دیگه هم میگه که این پنجره ها در واقعبرای این بودن که زنان حرم بتونن بدون دیده شدن زندگی روزمره مردم رو تماشا کنند!


http://s4.picofile.com/file/7909920214/064.jpg

هوامحل- جیپور

در اينجا يه مرد ميانسالي با سر و شکل مهاراجه ها به عنوان ليدر به اتوبوس ما اضافهشد و احسن رضا گفت كه طي قوانين جيپور تورهاي گروهي اين شهر حتما بايد با همراهي يهليدر محلي انجام بشه. هرچند تا آخر تور یارو لام تا کام حرف نزد و فقط دکوری بود!

با خروج از شهر به سمت قلعه قديمي آمبر در نزديكي جيپور حركت كرديم. تاريخ ساختاين قلعه كه بالاي تپه بنا شده به بيش از400 سال پيش برمي گرده، هرچند تكميل اون در طول زمان حدود 130 سال طول كشيد!


http://s2.picofile.com/file/7909920428/083.jpg

قلعه آمبر

با نزديك شدن به ورودي قلعه از همون پايين عظمتش به چشم مي ياد اما از اون بيشترصف فيلها براي سوار كردن توريست ها و در طرف مقابلش صف چندكيلومتري توريست هاي منتظر،بيشتر آدمو سورپرايز مي كنه.


http://s4.picofile.com/file/7909920856/087.jpg

صف فیل

با اينكه قيمت فيل سواري براي مسير 3 كيلومتري تا بالای تپه 900 روپيه (هرنفر450 روپه) چندان ارزون نيست اما ما و چند تا دیگه از همسفرها دلمون نمیومد از فیل سواریبگذریم! اما با تبليغات منفي احسن رضا كه بايد 2 ساعت تو صف وايسيد و ظهر نوبتتون میشهو نگاههاي چپ چپ بقيه مسافرها ناچارا ما هم قيد فيل سواري رو زديم!!!


http://s4.picofile.com/file/7909921070/091.jpg

فیلها در حال بالا رفتن از تپه

ترمينال فيلها هم منظره جالبی داشت. جايي كه فيل ها رديفي منتظر وايسادن و يكي يكي منظم جلو مي رن. هرچندبوی تاپاله های غول آسای اونها به قدری وحشتناک بود که زیاد نشد اونجا دووم بیاریمو بعد از چند تا عکس یادگاری با فیلها فرار و بر قرار ترجیح دادیم.


http://s2.picofile.com/file/7909921505/104.jpg

سوار شدن روی فیلها

برای بالا رفتن از تپه راه دوم استفاده از ماشين جيپ بود. که براي اين مسير 3 كيلومتريهزينه توسط خود تور پرداخت مي شد.

جيب ها كه هركدومشون 2 نفر جلو و 4 تا6 نفر عقب مي نشوندن به دنبال هم در جاده شيب دار و پر پيچ و خم كنار قلعه بالا ميرفتن. در كنار جاده هم باز بساط فروشگاههاي مختلف پهن بود.


http://s2.picofile.com/file/7909921612/116.jpg

جیپها دارن از تپه بالا میرن

با رسيدن به بالاي قلعه با چشم انداز زيبايي از كوههاي اطراف و بناهاي ساخته شدهتوسط دست بشر مواجه مي شيد.


http://s2.picofile.com/file/7909922040/118.jpg


اين بار هم با ورود به محوطه اصلي قلعه كه البته تا اونجامجاني بود احسن رضا به ما اشاره كرد كه شما دو تا واسه خودتون بليط بخريد و ما كه قبلااز امكان تخفيف دانشجويي بليط قلعه آگاه شده بوديم از اين موضوع استقبال كرديم!

جلوي گيشه با ديدن شرايط خريد بيشتر سورپرايز شديم چون اونجا امكان خريد بليط300 روپیه اي بود كه با اعتبار 48 ساعت تقريبا اكثر جاهاي توريستي شهر رو مي شد بااون گشت و جالبتر اونكه همين بليط با كارت دانشجويي بین المللی فقط 150 روپيه(هرروپیه حدود 75 تومان) قيمت داشت!


http://s4.picofile.com/file/7909922468/127.jpg


با بالارفتن از پله ها به بخش اصلي قلعه وارد شديم. باز هم معماري شبيه ساير قلعههاي هندي كه تو اين چند روز ديده بوديم. البتهدر بخش هايي آيينه كاريهای زيبايي ميشد ديد كه از قرار اين آيينه ها نقش قابل توجهيدر نورپردازي براي شب ها داشته.


http://s2.picofile.com/file/7909922896/133.jpg

داخل قلعه آمبر


http://s2.picofile.com/file/7909923652/169.jpg


در وسط حياط كوچك هم حوضي قرار داشت كه كانال هاي اون به اتاق ها راه داشت و برايروزهاي گرم مي تونست هوای مطبوع و خنكي رو براي ساكنين اون بخش قلعه به ارمغان بياره.


http://s4.picofile.com/file/7909924301/185.jpg


مانند بيشتر حكام مسلمان، زنان حرمسرا به سادگي نمي تونستند محوطه حرمسرا رو ترك كنند. به همين خاطر در بالاي ديوار مشرف بهمحوطه اصلي ديواري مشبك ساخته بودن تا از درون روزنه ها امكان ديدن مراسم براي زنانپادشاه و اهل حرامسرا هم فراهم بشه.

در بالا هم ايوان اصلي محل اقامت پادشاه قرار داشت كه مي تونست با چشم انداز عاليقلعه و اطراف اون رو برانداز كنه.


http://s4.picofile.com/file/7909923973/183.jpg


در ايوان مشرف بر تپه هاي اطراف قلعه، منظره زيبايي از محوطه پايين به همراه جادهعبور گله فيل ها در سینه کش تپه رو میشد دید که البته افسوس از اينكه نشد از اين مسيروارد قلعه بشيم!


http://s2.picofile.com/file/7909923010/155.jpg


تو این حین دیدن زبون زیبای فارسی که زبان رسمی اون دوره هند بود هم خالی از لطف نیست!


http://s2.picofile.com/file/7909924622/208.jpg


با ادامه مسير در دالان هاي پر پيچ و خم قلعه، مواجه با مرتاض هاي مارگير هنديو دركنارش دست فروش هاي سمجي كه تا چيزي قالبتون نكنند دست از سرتون بر نمي دارن شدیم.


http://s2.picofile.com/file/7909926127/272.jpg

مارگیر هندی

در همين حین به يكباره با صحنه اي متفاوتمواجه شديم. یک خانم جوان هندي که به يكباره رو زمين شيرجه مي رفت و سينه خيز خودشوبه سمت جلو هل میداد و داشت به سمت بخشي از قلعه حركت می كرد. از احسن رضا پرسیدیماین داره چیکار میکنه چرا اینجوریه؟ گفت هیچی مشکل راه رفتن داره! کلا این رضا همیشهسعی می کرد از زیر جواب دادن در بره و چیزی رو توضیح نده! چون بعدا کسایی که زیاد فیلمهندی دیده بودن گفتن این یه مدل نذره که باید طرف خودشو افتان و خیزان به درگاه محلنذر برسونه! خلاصه الله اعلم!


http://s4.picofile.com/file/7909925050/219.jpg


بعد از اتمام بازديد قلعه بارديگه با جيپ هاي نه چندان راحت تا پايين قلعه اومديمو در محوطه نسبتا شلوغ و پرترافيك، راهي مسير بازگشت شديم.

در نزديكي قلعه رضا ما رو به فروشگاه بزرگی برد که مخصوص ساري و جواهرات نه چندانارزون بود. این فروشگاهها دولتی بودن و برخلاف بقيه جاها قيمت ها فيكس بود و امكانچونه زدن وجود نداشت.


http://s4.picofile.com/file/7909925371/230.jpg

یه فروشگاه دولتی

ما كه خريد خاصي نداشتيم به محوطه حياط رفتيم و در همين حين يه زوج هندی كه تازهنامزد كرده بودن با خانوادشون براي خريد به اونجا اومدن و يه جعبه شيرني محلي كه يجوراييشبيه حلوای هویج بود رو به حاضرين در حياط و از جمله ما تعارف كردن.

درست روبروي اين فروشگاه درياچه بزرگي قرار داشت كه در وسطش بناي زيباي جال محلخودنمايي مي كنه.


http://s2.picofile.com/file/7909925585/234.jpg

جال محل

اين بناي زيبا كه در دل دریاچه واقع شده ظاهرا 5طبقه است كه سه طبقه اش زير آبقرار داره و به جا مونده از قرن 18 ميلاديه.

در اطراف درياچه هم محوطه پارک گونه اي هست كه با وجود چند تا دستفروش صنايع دستيهند براي توريست ها چندان كسل كننده نيست. کمی اونجا گشت زدیم تا بقیه همسفرها هم اومدنو دوباره سوار اتوبوسمون شده و مسیر رو ادامه دادیم.

دوباره به منطقه قديمي شهر صورتي برگشتيم و در محوطه مركزي اون تقريبا بخش اعظمديدني هاي شهر نظير جنتر منتر، هوامحل، سيتي هال و آلبرت هال قرار گرفته.

اولين بخش از برنامه بازديد به رصدخانه "جنتر منتر" اختصاص داشت كه اينمركز علمي حدود 300 سال قدمت داره و با اسباب و تجهيزاتي كه ازسنگهای محلی و مرمر ساختهشده و در طول اين مدت تكميل هم شده نقش قابل ملاحظه اي در پيشرفت علم نجوم در هندوستانداشته جنتر به معنی ابزار و منتر به معنی محاسبه یا فرمول هست درواقع جنتر منتر بهمعنی ابزار محاسبه هست. حالا اینکه وقتی ما میگیم منو منتر خودت کردی چه ربطی به اینقضیه داره دیگه خودتون پیدا کنید پرتقال فروش را!؟


http://s2.picofile.com/file/7909925806/248.jpg

جنتر منتر

احسن رضا تلاش كرد تا با توضيحاتش شيوه سنجش زمان رو با اون ادوات يكم عجيب و غريبشرح بده. او مي گفت چهارده ابزار هندسی برای اندازه گیری زمان، پیش بینی کسوف و خسوفو ... در این محل وجود داره و بعضی از اونها به قدری دقیق هستن که زمان محلی رو بادو ثانیه خطا نشون میدن.

از داخل محوطه نسبتا بزرگ جنتر منتر دورنماي زيبايي از قصر هوا محل به چشم مي اومدو شاهد بوديم كه توريست ها رو پشت بام هوا محل دارن هوا می خورن! بعداً وقتي از احسنرضا پرسيديم گفت كه تو تور برنامه براي بازديد از هوا محل نداريم و فقط همون دو ياسه دقيقه اي جلو خيابونش نگه داشتن كافيه!


http://s2.picofile.com/file/7909926341/290.jpg

دورنمای جنتر منتر و هوا محل از بالای عمارت هوا محل

بعد از اون نوبت سیتی پالیس بود كه درواقع عمارتي به رنگ صورتی بود كه بيشتر جنبه موزه داشت. جلوي در وقتي بليط پكيجمونوارائه كرديم طرف گفت كه اين بليط شامل اونجا نميشه و بايد دوباره بليط بخريم. ما همبه اين بهانه قيد ديدن اين موزه رو زديم و مشتاقانه زمان رو براي ديدن هوا محل كه حالابليطش رو مجانی داشتيم اختصاص دادیم. البته هماهنگي لازم با احسن رضا رو کردیم و اونمگفت حداقل نيم ساعت وقت داريد.

با اينكه ارتفاع هوامحل به قدري بلند بود كه از همونجا هم ديده مي شد اما پيداكردن راه وروديه اونجا يكم گيجمون كرده بود. نهايتا با ورود به كوچه و پس كوچه ها اولشبه خيابون اصلي رفتيم اما راه ورود از جلوی ساختمون نبود. تو اين حين يكي از فروشندهها كه درموندگي ما رو متوجه شده بود به ورودي كوچيكي اشاره كرد كه داخل بازار میرفتو ما رو به پشت ساختمون مي رسوند البته از دل ساختمونهاي قديمي و يكم ترسناك به جهتترس از خفت گيري با ترس و لرز داخل رفتیم در حالی که به راستگویی فروشنده اعتماد نداشتیماما بنده خدا درست آدرس داده بود و به درب ورود هوا محل رسیدیم!


http://s2.picofile.com/file/7909920321/066.jpg

هوا محل

هوامحل بيش از 210 سال قدمت داره و با معماري خاص و طراحي منحصر به فردش در 5 طبقهو با ترکیب رنگهاي صورتي و آجری بنا شده و تقریباً بلندترين بناي اون منطقه هست.

سيستم راه پله هاي بنا هم بسيار جالب بود چون اصلا پله اي در كار نبود و با يكسطح شيبدار ملايم به راحتي و بدون خستگي مي شد طبقات رو بالا رفت.


http://s2.picofile.com/file/7909960749/284.jpg


هر طبقه هم براي خودش كلي اتاق و پنجره داشت.


http://s2.picofile.com/file/7909926448/303.jpg


بالاترين بخش بنا چشم انداز فوق العاده زيبايي از كل محوطه اطراف و حتي شهر روبه همراه داشت. تو اين حين با دو تا خانوم مسن انگلیسی هم به بهانه عكس گرفتن همكلامشديم و چون اونروز ولنتاین بود کمی در مورد صحبت کردیم و براشون جالب بود که تو ایرانهم ولنتاین میگیرن بعد در مورد قلعه آمبر پرسیدن که راهنماییشون كرديم كه اگه فرداقلعه آمبر مي رن حتما صبح زود برن كه بتونن فيل سوار شن!


http://s4.picofile.com/file/7909926555/317.jpg


با توجه به محدوديت وقت سريع به محل پارك اتوبوس برگشتيم و درست همزمان كار بازديد همسفرامون هم تموم شده بودو اين شد كه سوار بر اتوبوس شديم.

يه خيابون پايينتر از جلوي موزه آلبرت هال گذشتيم و با اينكه بليط اونجا رو همداشتيم اما احس رضا گفت كه دیگه بازديد ها تموم شده و ما رو به سمت مك دونالد هدايتكرد. اين موزه آلبرت هال در واقع موزه دولتي شهر به حساب مي ياد و بيشتر شامل يكسريادوات جنگي، آلات موسيقي و ظرف و ظروف قديميه. البته يه مجسمه موميايي هم داره. درهر حال قسمت نبود ما اونجا رو ببينيم.

احسن رضا در طول مسير از وجود يك برنامه شوي بسیار زیبای فرهنگي خبر داد كه البتهخارج شهر قرار داره اما چون خودش دنبالمون نمیومد و با توجه به ورودي و هزينه كرايهاش خيلي نمي صرفيد اونجا بريم.

بعد از صرف غذا در مك دونالد ديگه كارخاصي باقي نمونده بود و بازم ما رو به هتلرسوند.

جلوي هتل متوجه ساز و آواز جمعي شديم كه داشتن ساز مي زدن و مي رقصيدن. موضوع بهنظرمون جالب اومد و دقايقي هم به تماشاي اون پرداختيم ظاهرا قسمتی از یه مراسم عروسیبود.


http://s4.picofile.com/file/7909926769/356.jpg


عصر پس از كمي استراحت ديگه خستگيمون در رفته بود اما باتوجه به اينكه هتلمون تقريبااز مركز شهر فاصله داشت بازم بهترين انتخاب رو ديدن فروشگاه هايپر ماركت و كمي خريدديديم.

در سر خيابون اصلي نزديك هتل ايستگاه اتوبوسي بود كه چندين خط مختلف به ساير نقاطشهر داشت اما با ديدن وضعيت سوار شدن مسافراشون كلا سوار شدن به هرچي اتوبوس رو بيخيال شديم!


http://s1.picofile.com/file/7912481505/375.jpg

یه اتوبوس هندی

جنس ها تو فروشگاه خيلي گرون بودن و حداقل 30 تا 40 درصد بالاتر از قيمت هاي تهراندر مي اومد. یه جا تو فروشگاه بهمون يه نوع سوپ خاص رو دادن تا امتحان كنيم كه حسابيتند بود جالبترین جا تو این پاساژ فروشگاه ساری بود. فکر کنید یه فروشگاه بزرگ که طاقههای ساری رو رنگ و وارنگ خیلی با نظم و ترتیب روی هم چیده بودن و برای مشتریها صندلیگذاشته بودن که بتونن راحت بشینن و ساعتها از بین اون همه رنگ و طرح و پارچه انتخابکنن. تنوع رنگها و طرحها و خصوصا قیمتها دیوانه کننده بود این بود که یکیمون مجبور شدکشون کشون دیگری رو مات و مبهوت اونهمه پارچه های زیبا شده بود از اونجا دور کنهحالا شما حدس بزنید کی کدومه؟ !


http://s2.picofile.com/file/7909961612/1064.jpg

ساری فروشی

با كمي خريد به هتل برگشتيم و اين بار بيشتر به سراغ اينترنت رفتيم تا تلافی اينچند روزه رو دربیاریم!

ادامه دارد ...

برچسب: نویسنده: آرمین آرامفر تاريخ: دوشنبه 20 آبان 1392 ساعت: 0:36

صفحه بندی