دوستای عزیز و مهربونم .. خوش قلبای من دوستتون دارم و از کامنتاتون یه دنیا ممنونم ، همین محبتای شماست که دوباره منو برگردوند .
*****
این روزا که محبت هم خریدنی و مادی و بر اساس حساب و کتاب شده ... توی این دنیائی که هر کسی به فکر منافع خودش و سود و استفادشه .... توی دورانی که میترسی بری سمت آدما و انسانهای حسابگر .... واقعن چی از این قشنگتر که افرادی باشن کنارت و توی دنیات که تو رو واسه خودت بخوان ؟
وقتی دلت گرفته مدام بهت زنگ بزنن و یا با یک اس ام اس دلت رو شاد کنن .... وقتی مریضی بیان و بهت برسن با یه لیوان آبمیوه و یا شیرگرم .... برات سوپ بپزن و خونت رو آب و جارو کنن ؟ ....
آدمی که تو رو واسه خودت بخواد و دوستت داشته باشه قطعن حکم کیمیا رو داره .... اما یقینن انسانهای غیر مادی و احساسی هنوز هم وجود خارجی دارن
هستن از این قبیل دوستان که هواتو دارن و مراقبتن ،نگرانتن ، دوستت دارن ..
پس اگه مثل من همچین دوستانی داری ، حتی یکی ... بهش احترام بزار و قدر این خوبیا رو بدون ......
برای من که دنیای احساس و مهرورزی هستم ، هستن دوستانی که مراقب خوبیا هستن ... چه دنیای مجازی و چه دنیای حقیقی ......
و میخوام اینجا بهترین دوستم رو که سالهاست باهاش آشنا هستید بار دیگه بهتون معرفی کنم : همسر سابقم حمید .....
حمید نمونه یه انسان بی نهایت مهربون و از خودگذشته است ... انسانی که دو سال تمام حکم بهترین دوست و همدم منو داشته و توی روزای غم و شادی ، مریضی و سالمی مثل کوه کنارم بوده ......
درسته که نتونست همسر خوبی برام باشه اما در رفاقت چیزی برام کم نذاشت ، صد البته منم انسان قدر نشناسی نیستم و خوبیاش رو بی پاسخ نذاشتم و نمیذارم ....
اینا رو گفتم تا هم مقدمه ای بشه برای شما دوستان عزیزم و هم یادآوری باشه برای شخص خودم ! برای منی که بعضی روزا دل مهربونش رو میشکونم و بی انصاف میشم .....
یه مسئله دیگه هم که هست و من مجبورم برای مشخص شدن راه خواننده و ذهنش بگم که صد البته وظیفه منه ، اینه که اینجانب در حال حاضر قصد رجوع به همسرم رو ندارم .. با تمام تفاسیر و خوبیی های ایشون که در گفتار بالا برای بار چندم عرض شدم، ایشون فقط و فقط دوست من هستن نه بیشتر و من به شکل همسر آینده بهش نگاه نمیکنم و برای این کارم هزار و بک دلیل هم دارم که بعضی هاش شخصی هست ...
و از دوستان مهربونم خواهش میکنم فقط خواننده من باشن نه نصیحت کننده که من حقیر اگه اینجا میام و مینویسم فقط در جهت نوشتنه نه قصد نظر خواهی در مورد رجوع به همسر سابق !!!! و عاجزانه از دوستان مهربونم تقاضا دارم که قضاوت رو کنار بزارن و فقط خواننده مطالب باشن ...
پرواقع یکی از دلایل ننوشتن من در این مدت همین کامنتای رنگارنگی بود که دوستان محبت داشتن و به خاطر خود من مینوشتن و اکثرن منتهی میشد به رجوع !
دوستانی که سالهاست با من همراهن مستحضرن که اینجانب در دوران زندگی و آن حبس شش ساله در منزل مادر شوهر یا همون عفریته سابق چه ها که به سرم نیومد و همسرم کوچکترین تلاشی برای مستقل شدن نکرد تا جائی که تمام احساست من به عنوان همسر نسبت به ایشون کشته شد و اصطلاحن توی ذوقم خورد ! و بعید میدونم که آن حس و حال و اشتیاقی که یک زن نسبت به یک مرد باید داشته باشه ، در مورد من و ایشون برگرده ...... فعلن که اینطوره
این صراحت من شاید بعضی ها رو ناراحت کنه اما برای من که میخوام یه شروع تازه در وبلاگم داشته باشم اینطور نیست و وظیفم بود که اول کاری بگم و توضیح بدم تا بعدن از کسی ناراحت نشم .
مورد دوم در مورد کامنتا که دوستای عزیزم محبت دارن نسبت به من باید بگم که اونقدر خوشحال و سربلندم میکنید که توی جملات نمیگنجه و وظیفه من هست و اصلن دوست دارم که تک به تک جواب بزارم براتون ..... اما به هر دلیلی اگه تنها نظراتی که سوالی ازم پرسیدن رو پاسخگو شدم ، خواهش میکنم به دل نگیرید و این فرصت رو به من بدید که بیشتر نویسنده باشم ... ولی قطعن در هر شرایطی هر کامنتی که سوالی کرده باشه رو جواب میدم ....
دوستتون دارم مهربونای من
برچسب:
نویسنده: آرمین آرامفر
تاريخ: دوشنبه
20 آبان
1392 ساعت: 0:33