به یارو میگن خاطره از کودکی داری ؟
میگه آره: تا شش سالگی فکر می کردم اسمم دست نزنه
تازه یه داداش کوچکتر داشتم اسمش بتمرگ بود
-----[www.sms-ir09.blogfa.com]-----
اصفهانیه به زنش میگه امروز جون یک نفر رو نجات دادم! زنش میگه مگه چیکار کردی؟ میگه به یک فقیر هزار تومن پول دادم دیدم داره از خوشحالی میمیره ازش گرفتم
-----[www.sms-ir09.blogfa.com]-----
به یارو ميگن: توي عمرت، سختترين كاري كه كردي چي بوده؟ ميگه: پر كردن نمكدون! ميگن: چرا؟ جواب ميده: آخه سوراخهاش خيلي ريزه
-----[www.sms-ir09.blogfa.com]-----
به غضنفر ميگن کدوم حيوان همه آدم ها رو ميشناسه؟ ميگه گوسفند ميگن چرا؟ ميگه آخه هرکيو ميبينه ميگه بهههههه
-----[www.sms-ir09.blogfa.com]-----
به يکي مي گن برو با اره برقي 1000تا درخت بکن مي ره 996 تا مي کنه خسته مي شه مي شينه .مي گن چرا نشستي؟روشنش کن 4تا ديگه هم بکن .مي گه : ا مگه روشنم مي شه؟
-----[www.sms-ir09.blogfa.com]-----
زن : مرد چرا کولر نمي خري ؟ ترکه: به درد نمي خوره اونايي هم که دارن گذاشتن رو پشت بوم
-----[www.sms-ir09.blogfa.com]-----p>
برچسب:
نویسنده: آرمین آرامفر
تاريخ: يکشنبه
19 آبان
1392 ساعت: 20:27