باران که هیچ ....
در کنار تـــــو مرگ هم شاعرانه است ..!
تــــو که نباشی باران نمی بارد...
فقط بعضی وقت ها زمین و زمان خیس می شود !!
نبار باران ...
امشب با دیگری بیرون است ، سرما میخورد..!
عشق می بارد
بیا بدویم در باران
تو تا ته کوچه های دلم و من تا زیر رنگین کمان چشمانت !
مثل باران های بی اجازه وقت و بی وقت در هوایم پراکنده ای و من بی هوا ناگهان خیسم از تو …
باران که می بارد تو در راهی
از دشت شب تا باغ بیداری
از عطر عشق و آشتی لبریز
با ابر و آب و آسمان جاری
تا عطرِ آهنگ تو می رقصد
تا شعر باران تو می گیرد
باران بوی تو را می بارد …
دلم چتر می خواهد و یک روز بارانی که تو چتر را بگیری و مـن دستـانت را …
باران نمی زند که بگوید تو نیستی
می گوید از شبی که تو با من گریستی
دلم لک زده برای یک بار هم شده باران که می بارد تو در خیالم که نه ؛ در کنارم باشی …
برچسب:
نویسنده: آرمین آرامفر
تاريخ: يکشنبه
19 آبان
1392 ساعت: 20:23