چند روز پیش در درس قرآن ما سوره فتح اومده بود و در پیام قرآنی اون هم درباره ی پیروزی سپاه مسلمانان در برابر کافران، و کنار اون هم توضیحاتی درمورد جنگ عراق با ایران نوشته شده بود که در مورد عملیات ها توضیحاتی نوشته شده بود. خانم داشت این ها رو می خوند که رسیدیم به عملیات و الفجر و از اونجایی که اسم مدرسه ما هم شهدای والفجر هست قرار شد به صورت یک روزنامه دیواری درمورد عملیات های والفجر ۱ تا ۱۰ تحقیق کنیم. من هم که تازگی ها به کمک بابا تو ساختن روزنامه دیواری های پیشرفت خوبی کردم، از این موضوع خوشحال شدم . بابا هم وقتی رسید خانه با هم از اینترنت عکس و اطلاعات پیدا کردیم من روی فلشم ریختم و بابا هم رفت و برام پرینت گرفت.
شب من و بابا با هم نشستیم و این روزنامه دیواری رو درست کردیم. من چیز های زیادی رو فهمیدم مثل اینکه اونهایی که شهید شدن آدمای بزرگی بودن که شهرشون رو ول کردن و داوطلبانه رفتن جایی که زیر آتش دشمن بود و شهید شدن. اگه من زمان جنگ بود هیچ وقت نمی رفتم. چیز دیگه هم این بود که اصلا عملیات والفجر ۷ انجام نشده بود دلیلش هم این بود که دشمن در منطقه آب انداخته بود و دیگه نمیشد عملیات کرد.
البته بابام هم دو سه روزی خیلی اعصابش خورد بود و بعدش فهمیدم بخاطر شهدای جنگ است. چون گفت مردم باید قدر اینا را بدونن. همه شون مثل ما خونه و زندگی داشتن و رفتن توی جبهه شهید شدن....

برچسب:
نویسنده: آرمین آرامفر
تاريخ: دوشنبه
20 آبان
1392 ساعت: 0:43