اول مهر امسال برای ما از چند نظر اهمیت زیادی داشت. چون صدرا امسال کلاس اولی شد و من هم به پایه ی مهم ششم رفتم.
همونطور که قبلا گفته بودم اسم مدرسمون شهدای والفجره. مدرسه ی خیلی کوچیکیه اما کادر خیلی خوبی داره که وقتی با مدرسه حصارکی و ..... مقایسه می کنم بیشتر قدر مدرسه جدیدم را می دونم. این مدرسه به خاطر کوچیکیش تعداد بچه های کمی داره و نزدیک ترین مدرسه به خونه ی جدیدمونه. البته چون اتوبان حکیم بین خانه و مدرسه قرار گرفته سرویس گرفتیم و از امروز با آقای مرادی که یک ون خوب داره میریم مدرسه.
کلاس کوچک ما 34 نفر دانش آموز داره و اسم معلمم هم خانم میرزایی است. امیدوارم مثل خانم معلم پارسالی (خانم علاء الدینی) باشه. کتابای سال جدید ششم یک چند تا کتاب جدید داره که اسماش کتاب تفکر و پژوهش و کتاب کار و فناوریه. ریاضی امسال هم خیلی سخت تره اما علوم راحتی داریم. جغرافیا، مدنی و تاریخمون هم در یک کتاب به نام "مطالعات اجتماعی" قرار گرفته. کتاب فارسیمون هم امسال بیشتر درمورد شعر هاست و قراره شعر هاش رو از همین اول حفظ کنیم.
امیدوارم امسال بتونم سال خوبی رو بگذرونم و حتی بتونم در یک مدرسه ی نمونه مردمی قبول بشم و بتونم به مدرسه دوستم (سروش) برم.
فکر کنم بتونیم فکرای محیط زیستی و کارهای گروه برگ سبز دانش آموزی را در این مدرسه ادامه بدیم. کاری که در مدرسه حصارکی کسی قبول نداشت و ....
_ راستی خاطرات صدرا درمورد 1 مهر هم در وبلاگش نوشته شده.
برچسب:
نویسنده: آرمین آرامفر
تاريخ: دوشنبه
20 آبان
1392 ساعت: 0:43