بالاخره بعد از حدود دو هفته در خونه ی جدید کاملا مستقر شدیم و تقریبا همه چیز رو چیدیم. اتاق من و صدرا هم خیلی بزرگتر و جادار تر ازخونه قبلیه و فضای بیشتری داره. اما حالا که دیگه سرمون شلوغ نیست کم کم داریم با محله ی جدیدمون آشنا میشیم:
محلهی جدید ما در غرب بلوار فردوس هست و با محله ی قبلیمون خیلی فرق می کنه. مثلا اینجا عرض کوچمون دو برابرکوچه ی خونه قبلی هست و تازه شیب شهران را نداره و برای دوچرخه سواری خیلی خوبه.
من هم تا حالا چندبار با دوچرخه رفتم و نان بربری و شیر و ... برای مامان خرید کردم. امروز هم که قرار بود با بابا و صدرا بریم بازارچه محله فردوس خرید دفتر و مداد اونا با ماشین رفتن و من هم دنبالشون از توی شقایق رفتم سازمان برنامه و بعدش بازارچه.
یک خوبی دیگه محله مون عمو گلچینه که ما با ایشون دوست شدیم. اولین یار هفته پیش بابا با صدرا رفتن مغازه عموگلچین که بست شلنگ بخرن که عمو گلچین یک کاسکویخوشگل خاکستری با دم قرمز که بلده صحبت بکنه را به صدرا نشون داد. بعدش هم گفت اگه خواستین صبح ها بیاین پیشش. من و صدرا هم هر روز صبح با دوچرخه و اسکوترمیریم اونجا به کاسکوی عمو گلچین یک بادام زمینی میدیم. تا حالا برای ما حرف نزده اما وقتی به ما عادت کنه حتما حرف میزنه.
محلهو خانه ی ما خیلی عالیه و به من خیلی خوش می گذره چون می تونم از دوچرخه بیشترین استفاده را بکنم.
هفته دیگه برای من خیلی مهمه و شمارش معکوسش هم شروع شده! حتما در موردش یک مطلبی می نویسم.
برچسب:
نویسنده: آرمین آرامفر
تاريخ: دوشنبه
20 آبان
1392 ساعت: 0:43