خرید بک لینک

درباره سایت

سایت جامع پرمطلب

هم اکنون سایت پر مطلب ،با دارا بودن بیشتر از 5000 پست پر مطلب و پر محتوا ترین وبلاگ ایران است،دقت کنید چون بعضی پست ها توسط ربات گذاشته شده اند احتمال ناقص بودن دارند و همچنین اگر عکسی نشان داده نشد حتما روی عکس کلیک راست کرده و گزینه save image as را انتخاب کنید با تشکر

امکانات وب

-->-->-->
سلام

میدونم که مدت خیلی زیادی غایب بودم.

راستش از شروع ماه رمضون که روزه منو برده و معمولا بعد سحر تا 10 میخوابم و 11 میرم شرکت تا افطار.

افطار هم که میزنم با اینکه عادت ندارم غذا بخورم و فقط چایی و پنیر و خرما میزنم ولی سنگین میشم در حد بوندس لیگا و مثل یه مار بوآ چنبره میزنم تا محتویات معده حضم بشه،ساعت 1 یا 2 نیمه شب میخوابم تا سحر و این قصه سر دراز دارد.

امروز جای شما خالی خیلی خوابیدم و الان با این که ساعت 2 هست خوابم نمیاد،گفتم بیام یه آپی کنم تا منو نکشتین رسما

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

تو شرکت یه خانم همکار جدید گرفتیم که خیلی تو کارش حواس پرته و خرابکاری میکنه

داشتم میگفتم ایشالله بعد ماه رمضون خانم فلانی باید یه روز در میون شیرینی بده

بچه ها : واسه چی؟

من : (مثلا اومدم جمع عربی ببندم) به خاطر سوتین های مختلفی(یه دفعه فهمیدم چه اشتباهی کردم) چیز..اهممم... سوتیات مختلفی یا همون سوتی ها مختلفی که میدن

همه سرا تو مونیتور سعی میکنن جلو خنده رو بگیرن

یکی از بچه ها : مختلف رو خوب اومدی

صدای خنده بقیه

به جون خودم عمدی نبود :(

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

این جوکه رو شنیدین که یه روز یه کلاغ و یه خرس سوار هواپیما میشن،کلاغه به مهماندار میگه یه قهوه برا من بیارین، قهوه رو میارن میپاشه تو صورت مهماندار،خرسه میگه این چه کاری بود؟میگه گنده گ....و.زیه دیگه ،گنده گ.....ی،میگذره دوباره کلاغه سفارش قهوه میده تا مهماندار میاره میپاشه تو صورتش،خرسه میگه آخه چرا؟میگه خب داداش گنده گووو......یه دیگه!گنده گ....ی

خلاصه کلاغه خوابش میبره و خرسه هم هوس میکنه امتحان کنه به مهماندار میگه برا منم یه قهوه بیارین تا میارن میپاشه تو صورت مهماندار،مهماندارا زیر بغلش رو میگیرن در هواپیما رو باز میکنن که از هواپیما بندازنش بیرون، کاغه از خواب بیدار میشه میگه :

آخه تو که بال نداری گ.....ه میخوری گنده ..گ...و ....زی میکنی

اینم داستان من شده،تو خیابون داشتم میرفتم که یهو چشمم افتاد به اطلاعیه پشت شیشه یه نمایشگاه ماشین:

فروش اقساطی می...تسو...بیشی مدل ..... پیش پرداخت 87 میلیون اقساط 36 ماهه 4 میلیون

همینطوری پاهام داشت میرفت و سرم داشت میچرخید به خوندن ادامه میداد که بووووووووووووم........

یه دونه از این بلوکای سیمانی جلو پام بود که با زانو رفتم توش،شدت برخورد به حدی بود که نمیتونستم از رو زمین بلند شم،کارمندای همون نمایشگاه اومدن زیر بغلم رو گرفتن تو نمایشگاه نشوندنم رو صندلی...

بعد همین جوکی که واسه شما گفتم واسه اونا تعریف کردم،از خنده روده بر شده بودن :)

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

اونروز یه تاکسی جلوم تو لاین 3 وایساد مسافر سوار کردن منم اومدم کنارش شیشه رو دادم پایین بهش بد و بیراه گفتم،چون واقعا عصبیم کرده بود،نصیب گرگ بیابون نشه ده متر جلوترش به طرز باورنکردنی و با شدت هر چه تمام تر از پشت کوبیدم به یه پرشیا و 5 سال تخفیف ثالث و بدنه نازنیم رو به چیز عظما دادم.

بیمه نزدیک 1300 به ماشین خودم داد و نزدیک 300 400 تومن هم از جیب گذاشتم تا ماشین رو تعمیر کردم...

راستش خیلی ناراحت شدم و اولش کفر گفتم ولی الان میگم خدایا شکرت،خدایا شکرت که کسی آسیب جسمی ندید،خدایا شکرت که عابر پیاده اونجا نبود وگرنه الان نصف شده بود،خدایا شکرت که فقط با ضرر مالی رفع و رجوع شد،روزی صدبار اگه بگید خدایا شکر بازم کمه،نعمت سلامتی رو آدم وقتی میفهمه که حتی یه سر درد کوچیک یا معده درد کوچیک میگیره

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جای شما خالی آخر همین هفته قبل رفته بودیم ورسک(یه روستا نزدیک فیروزکوه) به قدری هوا ملس و خنک بود که شب دیگه به سردی زد و ما مجبور شدیم بخاری هیزمی روشن کنیم!!! تو مرداد،بله

فاصله این روستا تا تهران 2 تا 2.5 ساعت بیشتر نیست،توصیه میکنم حتما امتجانش کنم،مخصوصا اگه ماشین شاسی بلند دارید و میتونید تا دریاچه اش برید

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

دوستان کسی از غایب های وبلاگی خبر نداره؟سپیده،کوکی،...؟؟؟نیستن چرا؟

برچسب: نویسنده: آرمین آرامفر تاريخ: دوشنبه 20 آبان 1392 ساعت: 0:37

صفحه بندی