خرید بک لینک

درباره سایت

سایت جامع پرمطلب

هم اکنون سایت پر مطلب ،با دارا بودن بیشتر از 5000 پست پر مطلب و پر محتوا ترین وبلاگ ایران است،دقت کنید چون بعضی پست ها توسط ربات گذاشته شده اند احتمال ناقص بودن دارند و همچنین اگر عکسی نشان داده نشد حتما روی عکس کلیک راست کرده و گزینه save image as را انتخاب کنید با تشکر

امکانات وب

-->-->-->
سلام دوستان

خیلی بابت غیبت از همتون عذرخواهی میکنم

راستش این مدت سرم خیلی خیلی شلوغ بود

از یه طرف مدرسه و بدبختی هاش

از طرف دیگه شرکت....که قهر کردم اول اردیبهشت و دیگه نرفتم...اولش یکم تهدید کردن بعدش خواهش التماس کردن برگشتم با قرارداد ساعتی که خیلی به نفعم شد چون اگه فقط شش روز در ماه برم سر کار همون حقوق قبلیم رو میگیرم

از طرف دیگه هم خیر سرم شروع کردم خوندن برای ارشد ببینم امسال چه گندی میزنیم بالاخره

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

بریم سراغ اصل داستان های خودمون

یه همکار خانومی داریم که دو ماه پیش برگشت گفت من باردارم و دیگه نمیتونم بیام سر کار

چند روز پیش داشتم به یکی از همکارای خانوم میگفتم فلانی نمیخواد شیرینی بچه رو بده

- میگه بابا الان که زوده 9 ماهه دیگه

- 9 ماه که نه زودتر میشه دو ماهه فقط نیومده سر کار

- خب حالا هفت ماه دیگه

- بابا همون روزی که اومد گفت من نمیام که اتفاق نیفتاده بود حتما حداقل یکی دو ماه قبل ترش بوده

(همکارم کف زمین پخش شد)

- ببین دهن منو باز میکنی

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

یه دختره اومده بود مصاحبه برا استخدام...آقا این گفت سلام من سرم پایین بود دیدم یه سکوت مرگباری تو بخش حاکمه...

سرمو آوردم بالا میبینم فک همه رو زمینه...

قد 1.80 ، شاسی بلند ، موها 90 درصد بیرون روسری ،ساپورت سبز،اصلا یه وضعی
فقط در این حد بهتون بگم که یکی از همکارای خانوم فرداش اومد برای اون یکی همکارمون تعریف کنه میگفت نبودی دیروز یه شا....ه د...اف اومده برای مصاحبه

آقا ما پنج دقیقه نشده بود با این حرف میزدیم خبرش پیچید تو شرکت دیدم دو تا مدیرای بخش دیگه هم اومدن ما هم بیایم مصاحبه شاید به درد بخش ما بخوره!!! مدیر تیم پشتیبانیمون(به شوخی) اومده پیش من میگه ولش کن من نامه استخدامش رو گرفتم این نیروی منه!!!!!!

فرداش تو جلسه همین مدیر پشتیبانیمون جلوی مدیر برگشته میگه شما این نیرو رو بده به من، من به جاش دو تا نیرو بهت میدم!! خواستم بگم بابا جان مگه ...... خونه باز کردیم؟؟؟؟؟؟استغفرالله هی دهن منو باز میکنن ها

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

خب دوستان اما الوعده وفا بریم سراغ داستان ازدواج

فقط و فقط دوستانی که اولا قبلا با هم دیگه آشنایی داشتیم (کامنت گذاشتن) و دوما در حال حاضر دارای وبلاگ هستند میتونن درخواست رمز کنن.

اگر یکی از دو شرط بالا رو ندارین خواهش میکنم رمز نخواین که شرمندتون بشم،حتی اونایی که قبلا وبلاگ داشتن و الان ندارن نخوان چون خودشون میدونن که ممکنه کسی جای اونا خودش رو معرفی کنه و رمز بخواد

اگر هم نخونید هیچی رو از دست نمیدین...اتفاق خاصی نیفتاده....باور کنید

برچسب: نویسنده: آرمین آرامفر تاريخ: دوشنبه 20 آبان 1392 ساعت: 0:37

صفحه بندی