خرید بک لینک

درباره سایت

سایت جامع پرمطلب

هم اکنون سایت پر مطلب ،با دارا بودن بیشتر از 5000 پست پر مطلب و پر محتوا ترین وبلاگ ایران است،دقت کنید چون بعضی پست ها توسط ربات گذاشته شده اند احتمال ناقص بودن دارند و همچنین اگر عکسی نشان داده نشد حتما روی عکس کلیک راست کرده و گزینه save image as را انتخاب کنید با تشکر

امکانات وب

-->-->-->

سلام

این روزهای من روی دور تنده شایدم کند نمیدونم

همیشه سعی کردم حس های بد رو اینجا ننویسم و به شما منتقل نکنم چون راستش خودم از

وب هایی

که همش نق میزنن و ایراد میگیرن خوشم نمیاد هر کسی توی زندگیش سمن(....اوکی؟)

به حد کافی داره

دیگه نیازی به

یاسمن نیست من فوری انرزی های بد رو میگیرم به خاطر همون دور این وب ها رو خط کشیدم

خودمم رعایت

میکنم که اون شکلی ننویسم ولی گاهی دست خود ادم نیست انگار

خوب زندگی منم در جریانه خونمون رو هواست همه چی درهم برهمه دیزاینر ها از یه طرف

ام دی اف کار ها

از طرف دیگه خلاصه یه وضعی منم حسابی با کلاس هام اخت شدم و کاملا مسلط شدم

توی کلاسم 2 دانشجو توجه ام رو خیلی جلب کردند یکیش یه پسر خیلی موقر و خاصه و فکر کنم اقلیته

البته از روی اسمش حدس میزنم یکی دیگه یه دختر بسیار بسیار زیباست به حدی قیافه اش بی نقصه

که حد نداره و جالبیش اینجاست که با سن 19 سال متاهله و شوهرش 49 سال داره دختره مال یه

شهر خیلی کوچیکه از اطراف اصفهانه

دیگه اینکه این اواخر یه مهمونی رفتیم تولد یکی از بچه ها بود که خیلی خوش گذشت البته با دنی دعوت

بودیم

اختلاف نظر منو دانیال این روزها مشکل ساز شده دلیلش هم بحث فرسایشی مهاجرته

با دانیال 2 روزه که حرفی نزدم البته اونم تمایلی نداره من روز اول براش غذا درست کردم یه

ظرفم کرم کارامل

درست کردم که خیلی دوست داره ولی نخورد و زنگ زد از بیرون براش غذا اوردن منم صبحش غذا رو

ریختم بیرون و دیگه هم اشپزی نکردم حال خودمم خوبه البته اگه بشه به بی تفاوتی گفت خوب

چون بشدت بیتفاوتم و این نشونه خوبی نیست

چند روز بود سردی کرده بودم بعد کلی دوا درمون بهتر شدم ولی نادونی کردم و یکم ترشک البالو

که توی

فریزر داشتم خوردم که معده ام به هم ریخت و حالم بد شد

بعدشم که سرما خوردم انگار بدنم هم باهام لج کرده و راه نمیاد نیاد به درک

دنی مثلا با این استراتژیک خرکیش میخواد منو راضی به رفتن کنه

نمیدونم چرا این مسئله با وجود تموم سادگی هنوزم برای اقایون ناشناخته است اینکه

قهر و عتاب چیزی رو حل نمیکنه این محبت هستش که زن رو بنده خودش میکنه

نمیدونم بیخیال زندگی دیگه

من عاشق فصل سرمام مگه میشه دختر زمستون بود و عاشق سرما نبود

ولی به شکل عجیبی سرما منو

کسل میکنه یه جورایی میکشم تو خودم دوست دارم تموم این 6 ماه رو بشینم گوشه مبلم

پتوی خرسی

نرمم

رو بپیچم دور خودم و خیره بشم به لیوانم که بخار ازش ساطع میشه و جرعه جرعه ازش بخورم

الانم این حس و دارم

انگار دارم دری وری میگم

خوب من برم ازتون معذرت میخوام که کامنتاتون هنوز تایید نشده و بهتون سر نمیزنم راستش حوصله

نت ندارم فقط برای اطلاع دادن از حال و روزم اومدم خدمتتون مواظب خودتون باشین

شب خوش




برچسب: نویسنده: آرمین آرامفر تاريخ: دوشنبه 20 آبان 1392 ساعت: 0:37

صفحه بندی