خرید بک لینک

درباره سایت

سایت جامع پرمطلب

هم اکنون سایت پر مطلب ،با دارا بودن بیشتر از 5000 پست پر مطلب و پر محتوا ترین وبلاگ ایران است،دقت کنید چون بعضی پست ها توسط ربات گذاشته شده اند احتمال ناقص بودن دارند و همچنین اگر عکسی نشان داده نشد حتما روی عکس کلیک راست کرده و گزینه save image as را انتخاب کنید با تشکر

امکانات وب

-->-->-->

يادم باشد به سهراب بگويم ديگر عشق صداي تپش قلبها نيست صداي فنر تخت هاست!


خدايا...

آسمانت چه مزه ايست؟

من تا به حال فقط زمين خورده ام !


تنهايي ام را با كسي قسمت نخواهم كرد

يكبار قسمت كردم...

تنهاتر شدم



.


معني تنهايي رو وقتي فهميدم كه::...

ديدم مترسك.. به كلاغ ميگه:..!!

هرچقدر ميخواي نوك بزن اما..!!

تنهام نزار..

.

حتي داروخانه هم ميدانند زخم خورده ام

باقيمانده پولم را چسب زخم ميدهد ...

فك مي كردم كه تو همدردي اما...

تو هم دردي


من از عقرب نميترسم ولي از نيش ميترسم

از آن گرگي كه ميپوشد لباس ميش ميترسم

از آن جشني كه اعضاي تنم دارند خوشحالم

ولي از اختلاف مغز و دل با ريش ميترسم


باشي يا نباشي .. اين شب سر ميشود !

اما اين شب كجا و آن شب كجا؟!


ميكشم . ميكشي . ميكشد ...

هر سه ميكشيم اما

او نازه تو را ...

تو دست از من ...

و من ...



يه نفر ازم پرسيد :ميشناسيش؟؟!

هزارتا خاطره ازت اومد جلوي چشمم

اما فقط يه لبخند زدم و گفتم : ميشناختمش...


نامم را

بر درخت پير ميكنم

شايد مدادي شود

براي نوشتن نام تو


دلگيرم از عشق هايي كه ...

مثل حلقه هاي قليان اول بزرگ ميشود و بعد محو...!!!


اين روزها...

انسان ها تنهايي ات را پر نميكنند...

فقط خلوتت را ميشكنند...


ديشب با خدا دعوايم شد / باهم قهر كرديم

فكر كردم ديگر مرا دوست ندارد / رفتم گوشه اي نشستم / چند قطره اشك ريختم

و خوابم برد / صبح كه بيدار شدم مادرم گفت:

نميداني از ديشب تا صبح چه باراني مي آمد...


دنياي زير آب

شبيه دنياي چشمهاي توست

هرچه بيشتر دست و پا مي زنم

بيشتر غرق مي شم ...


با عشقت

مثل چتر رفتار نكن

كه هر وقت بارون بند اومد

فراموشش كني !


بي تو هر شب عاشقي باراني ام

لاله پژمرده و زنداني ام

بي تو در كنج همه دلواپسي

بي تو من آغاز يك ويراني ام . . .


.

به سلامتي پسري كه داره بخاطر عشقش عرق ميخوره

ولي نميدونه كه عشقش داره تو بغل يكي ديگه عرق ميكنه


براي چشمانم

نماز باران بخوان...

بغض كرده...

ابريست...

اما نميبارد...



به سلامتي سيگاري كه ميدونم قبل از من با كسي لب نرفته

به سلامتي دود سيگار با اينكه كم رنگه ولي يك رنگه

به سلامتي سيگار كه به من آموخت كه عاقبت سوختن و ساخت پاي كسي

عاقبت له شدن پاي آن كس است...


دودي كه از دهانم بيرون مياد دود سيگار نيست !

قلبم سوخته...



كاش ميشد نفسم باشي . . . حتي نفس آخر


يه وقتايي آدم اونقدر تنهاست كه آرزو داره يكي صداش كنه

حتي اشتباهي


گاهي بايد آرزوهايت را مثل قاصد بگذاري

كف دست و بسپاريشان به دست باد

تا بروند و سهم ديگران شوند ...


تاريخ را كنار بگذار !

جغرافيا مهم تر است !

تو كجايي ؟!


كارم از يكي بود يكي نبود گذشته است ...

من در اوج قصه گم شدم ...

عشق يكي بود و يكي نبود "نآبود"


خانه اي خواهم ساخت

كه در و پنجره اش قفل شود

تا كسي بي اذن من داخل خانه نشود

........


خوانده بود:

"زير باران بايد رفت"

فكر مي كرد:

زير باران بايد ، رفت !


ديگر از اين شهر

ميخواهم سفر كنم

چمدانم را بسته ام

اگر خدا بخواهد امروز ميروم

نشسته ام منتظر قطار

اما نه در ايستگاه

روي ريل قطار ...



نه كسي منتظر است ...

نه كسي چشم به راه ...

نه خيال گذر از كوچه ي ما دارد ماه ...

بين عاشق شدن و مرگ مگر فرقي هست ؟

وقتي از عشق نصيبي نبري غير از آه ...


جلوي بعضي از خاطره ها

بايد نوشت:

آهسته يادآوري شويد

خطر ريزش اشك ...


عكس تو

بر عكس تو

مداااااااااام

در آغوشه من است ...


ساعت هاي نبودن

روي مشتم بسته نميشه

حلقه ميشود دوره گردنم...


آرام آرامم ...

مثل مزرعه اي كه تمام محصولاتش را ملخ ها خورده اند ...

ديگر نگران داس ها نيستم ...


هميشه منتظر كسي باش

كه تو رو با همه ديوونگيت و خل بازيات قبول داشته باشه

و تو رو به همه نشون بده و بگه:

اين ديوونه خل.....عشق و جيگر منه


حراج كرده ام ; تنهاييم نصفه قيمت ...

سوگ خاطره ها خرج ميخواهد ديگر ...


اين روزها شيرهم راضيه با دمش بازي كني ولي با دلش نه!


كاش ميشد سرنوشت خويش را ازسرنوشت

كاش ميشد اندكي تاريخ را بهتر نوشت

كاش ميشد پشت پا زد بر تمام زندگي

داستان عمر خود را گونه اي ديگر نوشت


من پذيرفتم شكست خويش را

پندهاي عقل دور انديش را

من پذيرفتم كه عشق افسانه است

اين دل درد آشنا ديوانه است

مي روم شايد فراموشت كنم

با فراموشي هم آغوشت كنم

مي روم از رفتم دل شاد باش

از عذاب ديدنم آزاد باش

گرچه تو تنهاتر از من ميروي

آرزو دارم توهم عاشق شوي

آرزو دارم بفهمي درد را

تلخي برخوردهاي سرد را


وقتي كه دير رسيدم وبا ديگري ديدمت...

فهميدم كه گاهي...

هرگز نرسيدن بهتراز دير رسيدن است...


شانه ات كو ؟

دنيايم باز بهم ريخته...


گاه پروانه ها هم

اشتباه عاشق ميشوند

بجاي شمع

گرد چراغهاي بي احساس خيابان ميگردند.../!/


بازهم خيال تو مرا برداشت

كجا ميرم نميدانم!!


تنها برخي ار آدمها

باران را احساس ميكنن...

بقيه خيس ميشوند...


مجموعه 19 عکس عاشقانه,تصاویر عاشقانه,love pic,







مجموعه 19 عکس عاشقانه,تصاویر عاشقانه,love pic,



مجموعه 19 عکس عاشقانه,تصاویر عاشقانه,love pic,


برچسب: نویسنده: آرمین آرامفر تاريخ: يکشنبه 19 آبان 1392 ساعت: 19:39

صفحه بندی